شاهزاده ایرانی

 

در نوزدهم نوامبر سال 1951 میلادی با خواست طبیعت در کشور ایران و در شهر تهران چشم به این کره خاکی گشودم . اشتیاق من به موسیقی در اوایل دوران جوانی آغاز شد .

 

من موسیقی را عمیق ترین وسیله بیان درونیات خود که همانند اقیانوس متلاطم در طغیان های مداوم بود یافتم . اگر امکان انتخاب زبان موسیقی برای بیان درونیات نبود ، احتمالا با با استفاده از کلمات تنها هزاران بخش از وجود پنهانم پدیدار می گشت .

 

امیر آرام

 

من مدت زیادی را برای درک موسیقی و شعر که مکمل های یکدیگر هستند و یکی بدون دیگری به معنای محدودیت در بیان است صرف کردم . بنابراین من خودم را در اقیانوس عمیق وجود غرق کردم تا به اکسیر پر معنای بیان خود متصل گردم. آتش ملودی های موسیقی راز پنهان بین خالق موسیقی و شنونده آن است ، که در این فرایند ، تلفیقی از احساسات غیر قابل بیان بین دو طرف این فرایند وجود دارد که نتیجه این ارتباط عاطفی اگر در گروهی بزرگتر از مخاطب طنین انداز گردد ، آن خلقت موسیقیایی می تواند به عنوان سمبل و نمادی از گنج فرهنگی برای سال ها باقی بماند .

 

امیر آرام

 

من ملودی های غربی بیشتری نسبت به ملودی های شرقی ساختم.عشق من به موسیقی در اشکال مختلف موسیقی از جمله هندی ، چینی ، آفریقایی و لاتین کلاسیک بود .

 

زمانی که در ایرام بودم و بیشترین زمان را برای ساخت موسیقی صرف کردم آتش سوزان درونی مرا به سمت عرفان برد .بیش از پنج سال را با استادم دکتر شریف علاالدین مشکور برای آموزش عرفان سپری نمودم .در سال 1976 میلادی ، ایران را ترک نمودم و یک سال را در انگلستان گذراندم و سپس به امریکا آمدم. در طول 31 سال گذشته تعداد زیادی ترانه را آهنگسازی نمودم که در 14 لوح فشرده منتشر شده اند . زمانی که در حال صرف زمان برای موسیقی بودم ، اشتیاقم به نقاشی را نیز از یاد نبردم . برای آنکه یک نقاش خوب شوم به عنوان بخشی از آموزش چندین سال را در کلاس های نقاش شهیر ایرانی آقای ارجمند گذراندم.

 

شاهزاده ایرانی

 

در سال 1979 میلادی ندای درون به من می گفت که برای بیان درستی از درون خود باید وقت بیشتری را از طریق تلفیق موسیقی و شعر اختصاص دهم . نخستسن اثر من در این راستا " هدیه " نام گرفت که مجموعه اشعار خیام با آهنگسازی من بود . در طول دو سال توانستم چندین لوح فشرده موفق دیگر را همانند          " شتربان" آهنگسازی و خلق کنم .مقبولیت و رضایت این اثار توسط بخش بزرگی از مخاطبان بود که منجر به کنسرت های متعددی در آمریکا ، کانادا ، اروپا و کشورهای اسکاندیناوی گردید .

 

در طی این سال ها در بسیاری از برنامه های تلویزیونی و رادیویی در آمریکا و اروپا حضور یافته ام و مصاحبه های متعددی با رادیو های فارسی زبان در آمریکا و اروپا داشته ام و از من دز بسیاری از مقاله ها در مجلات و روزنامه ها Le Monde فرانسه یاد شده است . در طول زندگی کاری من ، همه ی مراحل از جمله شعر ، تولید و تنظیم و همگی توسط خودم و بدون دریافت هیچ گونه کمک حرفه ای از شخص دیگری انجام شده است .

 

امیر آرام

 

به دنبال ارتباط عمیق تر من با عرفان ، در سال 1987 میلادی و پس از دیدار دکتر مصطفی هروی به مدت شش سال نزد او به مطالعه پرداختم . سپس به اندازه ی کافی خوش اقبال بودم تا یک Guru  را در شهر آنتالیا ملاقات کنم  و چندین سال را تحت نظارت وی به مطالعه و تحقیق بپردازم .

 

در سال 1991 میلادی ، من به عضویت گروه مقاومت ایرانیان در آمدم که این وابستگی را بزرگترین افتخار زندگی ام تا آخرین روز عمرم در این کره ی خاکی می دانم و معتقد هستم باید با این گروه که شعار آن " مبارزه علیه ظلم در یران " است همواره همکاری نمایم .

 

من چند سال را به تدریس عرفان مولانا در شهرهای مختلف آمریکا پرداختم و اخیرا بخاطر سفرهای متعدد و کمبود  وقت خودم را از این تحرکات معف نمودم .

 

امیر آرام

 

 در سال 2008 آلبوم " عشق " را کار کردم که مورد توجه علاقه مندان گرفت . این اثر شاید آخرین اثر هنری آم باشد . در تمام طول سال های زندگی ام تلاش نمودم تا فهم عرفان خودم را به هر شخص دیگری که علاقه ای به این موضوع  دارد منتقل کنم . اگر زندگی فیزیکی من اجازه دهد، امیدوارم به فهم بهتری از عرفان دست یابم تا آن را با دیگران نیز سهیم باشم .

 من برای درک بهتر برای همه ،

 آرامش ،

عشق بی قید و شرط

و آزادی دعا می کنم .